حسن سيد اشرفى
663
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
إحداها : الوجوب التّوصّلىّ ، هو ما كان الغرض منه يحصل بمجرّد حصول الواجب ، و يسقط بمجرّد وجوده ، بخلاف التّعبّدىّ ، فانّ الغرض منه لا يكاد يحصل بذلك ، بل لا بدّ - في سقوطه و حصول غرضه - من الاتيان به متقرّبا به منه تعالى . ترجمه : [ مبحث سوم : ظهور جملههاى خبريه به كار رفته در مقام طلب ] مبحث سوم : آيا جملههاى خبريّهاى كه استعمال مىشوند ( جملههاى خبريّه ) در مقام طلب و بعث ، مثل : « يغتسل » غسل مىكند و « يتوضّأ » وضوء مىگيرد و « يعيد » اعاده مىكند ، ظاهر در وجوب است يا نه ؟ به دليل تعدّد مجازها در آنها ( جملههاى خبريّه ) و نيست وجوب ، قوىترين آنها ( مجازها ) بعد از متعذّر بودن حمل آنها ( جملههاى خبريّه در مقام طلب ) بر معانىاشان ( جملههاى خبريّه ) از خبر دادن به ثبوت نسبت و حكايت از وقوعش ( نسبت ) ، ظاهر ، اوّل ( قول اوّل ) است ، بلكه مىباشد ( خبر ) ظاهرتر از صيغه ( صيغه امر ) . ولى همانا مخفى نمىباشد همانا نيستند جملههاى خبريّهء واقع شده در اين مقام - يعنى طلب - استعمال شده در غير معنايشان ( جملههاى خبريّه ) ، بلكه مىباشند ( جملههاى خبريّه ) استعمال شده در آن ( معنايشان ) ، مگر آنكه همانا نيست ( استعمال ) به انگيزهء اعلام ( خبر دادن ) ، بلكه [ مىباشد استعمال ] به انگيزهء بعث بهگونهء مؤكّدتر ، چرا كه همانا او ( مخبر ) خبر داده است ( مخبر ) به واقع شدن مطلوبش ( مخبر ) در مقام طلب آن ( مطلوبش ) به دليل اظهار به اينكه همانا او ( مخبر ) راضى نمىباشد ( مخبر ) مگر به واقع شدن آن ( مطلوبش ) ، پس مىباشد ( خبر ) مؤكّدتر در بعث از صيغه ( صيغه امر ) ، چنان كه اين ( استعمال در معنايشان به داعى ديگر ) حال در صيغههاى انشائيه است بنا بر آنچه كه دانستى از اينكه همانا اينها ( صيغههاى انشائيّه ) هميشه استعمال مىشوند